قهرمان ميرزا عين السلطنه

884

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اين قدغن تدبير عملى براى آمدن اوست كه هم خواهرش خبر نشود ، هم مسمى به عمل آمده است . هيچ كس جز دو سه نفر خواجه و چند نفر قهوه‌چى و آبدار در باغ نيست . آن شب هم معتضد به فخر الملك عنوان اين مسئله را بطور اشاره كرد . چون سابقه نداشتيم معلوم نشد . حقيقت تدبير صحيح و فكر بكرى فرموده‌اند . سه‌شنبه پنجم شعبان - اين چند روز را تمام مشغول تهيهء عروسى بوديم . خانهء والدهء گلين خانم را جهت اين دو سه ماه كه طهران مىباشند تخليه كرديم . در اين خانه هم آنچه لازمهء راحتى بود فراهم آورديم . نواب عليه چند شب است اينجا تشريف دارند . ديروز و پريروز هم باران زيادى آمد . عروس را امشب به خانهء ما آوردند . عليمحمد خان هيچ كس را طهران ندارد . شريف خان پدر داماد شده ، دوندگى آن طرف با اوست . انشاء الله به خوبى اين عيش تمام شود . عروسى چهارشنبه ششم - صبح مطربها آمدند . دستهء ماشاء الله و دستهء منور بودند . دستهء ماشاء الله بيست تومان گرفت ، آن ديگرى پانزده تومان . ماشاء الله خيلى بهتر از يك سال قبل شده . به قول آجودان مخصوص خيلى وقور شده است . مهمانها آمدن گرفتند . هوا هم ابر بود . قريب چهل نفر از خانمها امروز دعوت داشتند . عزت الدوله نيامد . عزيز الدوله تشريف آوردند . ناهار را در سه اطاق بيرونى چيدند . حياط را خلوت كرده خودم در باغ رفتم . تولوى خان ملعون پشت تجير كه جلوى آشپزخانه كشيده بودند مخفى شد و خانمها را خوب تماشا كرد . بعد از ناهار عزيز الدوله در ايوان باغ آمد ، مدتى صحبت كرديم . الحمد لله باران نيامد . به همان ابر راضى و خوشنود بوديم . عصر خانمها رفتند . فقط خودمانيها ماندند . ماشاء الله خيلى زياد بودند . حياط و اطاقها مملو بود . هنوز وضع و قاعدهء مهمانيهاى ايران تغييرى نكرده به همان شكلهاى سابق است و الحق خوب وضعى ندارد . شب فخر الملك ، معتضد السلطنه ، عماد السلطنه ، معين دفتر آمدند . محمد حسن ميرزا نيامد . رفتيم اندرون . مطربها آمدند . دستهء منور چندان خوب نيست . رقاص كثيفى دارد . فقط يك ارگ‌زن ميان آنها هست كه مىشود نگاهى كرد . معتضد السلطنه مست كرده بود . خيلى تماشا داشت . ماشاء الله ديگر رقص نمىكند . خواهرش مىرقصد و خودش كمانچه مىزند . به اصرار زياد و فحشهاى خانم بلند شد يك‌دست رقص ممتازى كرد ناظرين تماما مبهوت شدند . هيچ كس بهتر از او رقص نمىكند . اول رقاص طهران است . نمىشود به تفصيل شرح اين مجلس را داد ، و الا حالت هريك چندين صفحه كتابت لازم داشت . شام را بيرون خورديم . من و عماد السلطنه بيرون خوابيديم . فخر الملك خانهء معتضد رفت . تولوى خان منزل عليمحمد خان . اندرون آنقدر شلوغ بود كه هر چهار نفر در يك پايهء كرسى خوابيده بودند و در روى كرسى دو نفر . تمام اطاقها هم بخارى و كرسى داشت و خيلى گرم بود . روز پنجشنبه همان خودمانيها بودند .